به نظر شما حکومت جهانی
امام زمان (عج)
چه ویژگی هایی
داره .... ؟ !
سلام ![]()
خیلی دلم یه بحث داغ می خواد دنبال یه موضوع جذاب و جالب می گردم .
پیشنهاد بدید در مورد چی بحث کنیم ؟!
![]()
![]()
![]()
التماس دعای فرج![]()
یا علی ...![]()
![]()
دوستان سلام ![]()
بابت غیبت مدیدم عذر می خوام .![]()
یه عالمه کار و آزمون دارم ...
برام دعا کنید .
التماس دعای فرج
یا علی ....![]()
![]()
این روزها یه بیت خیلی تو ذهنم تکرار می شه :
دختر بدر الدجی
امشب سه جا دارد عزا
گاه می گوید پدر ،
گاهی حسن ، گاهی رضا
عزای سه گانه ی بانوی عالمین(س) تسلیت باد .
یه تبریک به انضمام یه عالمه شور انقلابی و نشاط
اسلامی تقدیم به همه ی دوستای گلم .
انشاالله انقلابمون با رهبری امام زمان (عج) و
نایب بر حقشون امام سید علی (مدظله العالی )
۳۲۰۰ساله بشه .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چهل روز عزاداری گذشت ...
چهل روز پیراهن مشکی گذشت ...
چهل روز هیئت رفتن ها و سینه زدن ها گذشت ...
چله های زیارت عاشورا
چله های زیارت علقمه
روز شمار اسارت ...
تب و تاب شام بلا و کرب و بلا
جشن و سرور کذایی دروازه ی ساعات ...
همه و همه گذشت ...
اصلا کار زمان گذشتن است
نه !!!!!!!!!!!!!!!!!!
کار زمان گذشتن بود
تا روز دهم سال ۶۱ هجری قاعده ی این نیز بگذرد حکم فرما بود
ولی ...
عصر روز دهم زمان دیگر نتوانست بگذرد و از آن روز بود که :
هر روز عاشورا و هر جا کربلا شد ...
دوستاي عزيز سلام !
اميدورام كه اين بحث باعث تصحيح ديدمون راجع به قيام
امام حسين (ع) شده باشه ؛ و حق مطلب رو ادا كرده
باشيم .
دو مورد بود كه وظيفه دونستم توضيح بدم :
1- قبلاً عرض كرده بودم كه تصميم دارم اين فصل رو
بدون حذف هيچ مطلبي بنويسم ولي از اونجا كه شايد
اطاله ي كلام در حوصله ي بيضي دوستان نگنجه توي
اين قسمت استاد شهيد مطهري (ره) يه سري مثال
آورده بودن براي روشن كردن ارزش دادن قهرمان يه
نهضت به عاملي كه به اون نهضت ارزش داده ( يعني
يه ارزش گذاري متقابل ) كه از نوشتنشون صرف نظر
كردم . دوستايي كه به خوندن اين مثالها علاه دارن
رجوع كنن به كتاب حماسه ي حسيني استاد جلد دوم
صفحه ي 284 بند دوم ، سطر 13.
2- مي خواستم امشب يه مطلب از قلم خودم
بذارم تو وبلاگ ولي فكر كردم اساعه ي ادبه كه با
وجود مباحث سئوال برانگيز قضيّه قيام و قلم شيواي
استاد مطالب به مطالب خودم تقدّم بدم ، بنابراين
تصميم گرفتم تا آخر اين مبحث مهر سكوت روي
قلمم بزنم .![]()
التماس دعاي فرج...![]()
يا علي ...![]()
![]()
نه ، این جور نیست . در منطق ثائر و انقلابي، در منطق كسي
كه مهاجم است و مي خواهد پيام خودش را با خون بنويسد ،
هر چه اين موج بيشتر وسعت و گترش پيدا كند ، بهتر است ،
چنانكه وقتي كه ياران و خاندانش اعلام آمادگي مي كنند ، به
آنها دعا مي كند كه خدا به همه ي شما خير بدهد ، خدا همه ي
شما را اجر بدهد ، خدا ...
چرا در شب عاشورا « حبيب بن مُظاهر اسدي » را مي فرستد
كه برو در ميلن بني اسد اگر مي شود چند نفر را برايمان بياور .
مگر بني اسد همه شان چقدر بودند ؟ حالا گيرم حبيب رفت از
بني اسد صد نر را اينها در مقابل سي هزار نفر چه نقشي
مي توانستند داشته باشند ؟ آيا مي توانستند مثلاً اوضاع را
منقلب كنند ؟ ابداً . امام حسين مي خواست در اين منطق كه
منطق هجوم و منط شهيد و منط انقلاب است ، دامنه ي قضيّه
گسترش پيدا كند . اينكه خاندانش را هم آورد ، براي همين
بود ،چون قسمتي از پيامش را خاندانش بايد برسانند .
خود امام حسين كوشش مي كرد حالا كه قضيه به اينجا كشيده
شده است ، هر چه كه داغتر مي شود بشود، براي اينكه بذري
بكارد كه براي هميشه در دنيا ثمر و ميوه بدهد . چه مناظري ،
چه صحنه هائي در كربلا به وجود آمد كه واقعاً عجيب و
حيرت انگيزاست !
حال ببينيم در ميان اين عوامل سه گانه يعني عامل دعوت مردم
كوفه كه ماهيّت تعاوني به اين نهضت مي داد ، و عامل تقاضاي
بيعت كه ماهيّت دفاعي به اين نهضت مي داد، و عامل امر به
معروف و نهي از منكر كه ماهيّت هجومي به اين نهضت
مي داد ، كداميك ارزشش بيشتر از ديگري است .
امروز شما میلیونها افراد عرب و عجم را می بینید که پیام امام
حسین را می دانند : اِنّی لا اَرَی الْمَوْتَ اِلْا سَعادَةً وَ لَا الْحَیوةَ
مّعّ الظّالِمینَ اِلّا بَرَماً.
آنجا که آدم می خواهد زندگی بکند ننگین ، آنجا که می
خواهدزندگی بکند با ظالم و ستمگر، آنجا که می خواهد
زندگی فقط برایش نان خوردن و آب نوشیدن و خوابیدن
باشد و زیر بار ذلّت ها رفتن ، مرگ هزاران بار بر این
زندگی ترجیح دارد . این پیام شهید است .
امام حسین که مهاجم است و منطقش ، منطق شهید ؛ آن
روزی که پیامش را در صحرای کربلا ثبت می کرد ، نه کاغذی
بود ، نه قلمی ؛ همین صفحه ی لرزان هوا بود . ولی همین
پیامش روی صفحه ی ارزان هوا، چرا باقی ماند ؟ چون فوراً
منتقل شد روی صفحه ی دلها ؛ روی صفحه ی دلها آنچنان
حک شد که دیگر محو شدنی نیست .
هر سال که محرّم می آید می بینیم امام حسین از نو طلوع
می کند ، از نو زنده می شود ، باز می گوید : خُطَّ المَوْتُ عَلی
وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقَلادَةِ عَلی جیدِ الْفَتاةِ ، وَ ما اَوْلَهَنی اِلی
اَسْلافِی اشْتُیاقَ یَعْقوبَ اِلی یوسُفَ، باز می بینیم پیام امام
حسین است : اَلا وَ اِنَّ الدَّعِیَّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السَّلَّةِ
وَ الذِّلَّةِ ، وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ ، یَأْبَی اللّهُ ذلِکَ لَنا وَ رَسولُهُ وَ
رَسولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ و حَجورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ .
در مقابل سی هزار نفر که مثل دریا دارند موج می زنند و هر
کدام شمشیری به دوش گرفته و نیزه ای در دست ، در حالی
که همه ی اصحابش کشته شده اند و تنها خودش است ،
آن مرد بعد که به امام ملحق شد ، وارد منزلی که امام در
آن نشسته بود ، شد . گفت : من خبری دارم ، هر طور که
اجازه می فرمائید بگویم ؛ اگر اجازه می فرمائید اینجا عرض
بکنم ، اینجا عرض می کنم ؛ اگر نه ، می خواهید که من به
طور خصوصی عرض بکنم ، به طور خصوصی عرض می کنم .
فرمود :بگو ، من از اصحاب خودم چیزی را مستور ندارم ، با هم
یکرنگ هستیم . قضیّه را نقل کرد که آن دو نفری که دیروز شما
می خواستید با آنها ملاقات کنید ولی آنها راهشان را کج کردند ،
من با آنها صحبت کردم ؛ گفتند قضیه از این قرار است : کوفه
سقوط کرد ، مسلم و هانی کشته شدند . تا این جمله را شنید،
اوّل اشک از چشمانش جاری شد . حالا ببینید چه جمله ای را
می خواند : مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیْهِ
فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلاً .
( اصلاً در قرآن آیه ای مناسبتر برای چنین موقعی پیدا
نمی کنید . ) بعضی از مؤمنین به پیمانی که با خدای خویش
بستند ، وفا کردند . از اینهائی که وفا کننده به پیمان خویش
هستند ، بعضی از آنها گذشتند و رفتند شهید شدند و عدّه ی
دیگر هم انتظار می کشند تا نوبت آنها بشود . یعنی ما فقط برای
کوفه نیامدیم . کوفه سقوط کرد که کرد . حرکت ما که معلول
دعوت مردم کوفه نبوده است .